تبليغاتX
نگاهی به تاریخ ایران و جهان

به خشنودی اهورامزدا

        

 

با سلام و تشكر از لطف دوستاني كه با ابراز لطف منو بسيار بيش از آنچه استحقاقش رو داشتم تحويل گرفتن، دوستاني مثل احمد، داور ،سمیه  و ...داستان امروز ادامه مطالب قبلي در باره قتل عام سرخپوستان آمريكاست.و اما بقيه داستان:

ارتباط بين قبايل ساكن ينگي دنيا بسيار كند و مشكل صورت ميگرفت. بدين جهت خبر اعمال وحشيانه اروپائيان بندرت زودتر از اخبار پيروزيهاي تازه مهاجمان پيشگام و مهاجر نشيناني كه كشور را اشغال ميكردند منتشر ميشد . مدتها پيش از اينكه سفيد پوستان انگليسي زبان در 1607 به" ويرجينيا "برسند افراد قبيله" پاوهاتان" از تكنيك و تمدن اسپانيائيها چيز ها شنيده بودند. انگليسيها شيوه رندانه تري در پيش گرفتند. ايشان براي تامين صلح و بدست آوردن فرصت لازم جهت تاسيس مهاجر نشين در ولايت" جيمز تاون" تاجي از طلا بر سر" واهون سنا كوك" رئيس قبيله" پاوهاتان" گذاشتندو او را سلطان قبيله ناميدندو قول دادند كه براي ملت او تامين كار كنند و خوارو بار مورد نياز مهاجران پيشگام را خود تدارك ببينند."واهون سنا كوك" مابين وفاداري نسبت به گردنكشان قبيله خود كه سلطان انگليسيها را بر نميتافتند و حقشناسي نسبت به انگليسي ها دو دل ماند لكن وقتي" جان رالف "با دختر او به نام" پكاهونتاس" ازدواج كرد ظاهرا سلطان قبيله آنقدر كه خويش را انگليسي احساس ميكرد سرخپوست احساس نميكرد. پس از مرگ "واهون سنا كوك" مردان قبيله "پاوهاتان" به قصد انتقام سر به شورش برداشتند تا انگليسيان را از سرزمين خود برانند و آنها را به همان دريائي كه از آنجا آمده بودند بريزند. معهذا سرخپوستان موثر بودن سلاحهاي آتشين انگليسيها را دست كم گرفته بودند. اين بود كه در مدتي بسيار كوتاه افراد قبيله" پاوهاتان" كه از هشت هزار نفر متجاوز بودند به كمتر از هزار نفر تقليل يافت.

در ماساچوست ،داستان با اندكي اختلاف چنين آغاز شد . لكن عملا به همان نحو كه در  "ويرجينيا" خاتمه يافته بود پايان پذيرفت. انگليسيان پس از آنكه در 1620 در "پليموت" از كشتي پياده شدند ،اگر كمك سرخپوستان مهمان نواز ينگي دنيا نبود ،احتمالا بيشتر شان از گرسنگي مرده بودند. يكي از افراد قبيله "پماكيد" و سه تن از افراد قبيله "وامپانواگ" هدايت مهاجران پيشگام را برعهده گرفتند. هر چهر نفر انگليسي بلد بودند . يكي از سه نفر اخير را كه" واسكو وانتو "نام داشت ،ملواني انگليسي در چند سال قبل ربوده و سپس در اسپانيا به غلامي فروخته بودلكن واسكو وانتو بعد ها به كمك انگليسي ديگري گريخته بود و توانسته بود به وطن خويش باز گردد. باري او و ديگر سرخپوستان مهاجران وارده به" پليموت" را همجون كودكان آواره و بي كاره تلقي كردند ،ذخاير ذرت قبيله را با ايشان تقسيم كردند ،محلهائي كه براي صيد ماهي مناسب بود به ايشان نشان دادند و به انها ياري نمودند تا زمستان اول را بي رنج و مشقت بسيار بگذرانند. در اوايل بهار به ايشان بذر ذرت دادند و يادشان دادند كه چگونه ذرت بكارند. سالهاي سال اين انگليسيان و همسايگان سرخپوستشان با هم در صلح و صفا بسر بردند لكن كشتي هاي تازه همچنان ميامدند و مهاجران تازه اي راپياده ميكردند. صداي تبر و ترق و تروق شكستن درختان قطع شده در طول ساحل و سر تاسر سرزميني كه انگليسي ها اكنون آن را "نيو انگلند" (انگليس تازه )ميناميدند پيچيده بود . هر دم بر تعداد مهاجرنشينان افزوده ميشد . در سال 1625 گروهي از مهاجر نشينان از "ساموست" رئيس قبيله" پماكيد "خواستند تا 1200 آكر اضافي از زمينهاي خود را به اختيار ايشان گذارد." ساموست" ميدانست كه آن زمينها كه به وسعت آسمان بود از" واکانتانکا "(روح بزرگ) به قبيله او رسيده بود و هيچ كس را بر آن حقي نيست لكن براي اقناع هوس آن بيگانگان تن به انجام تشريفاتي داد كه طي آن سندي دال بر انتقال مالكيت را امضاء كرد . اين نخستين سند واگذاري يك زمين سرخپوست به مهاجر نشينان اروپائي بود

نتیجه گیری اخلاقی:

اگه یه انگلیسی دامادت شد ُ بدون پس از مرگت هفت هشتم افراد قبیلتو نابود میکنهُ یا به عبارتی  هفت هشتم اونا رو متمدن میکنه.

چند تا عکس از این آدرس براتون گذاشتم .امیدوارم خوشتون بیاد:

www.indigenouspeoplesoftheamericas.com/

 

     

 

  

  

  

  

  

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 21:10 توسط هیچکس


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا | قالب های پارسی

Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com